خرید بک لینک

سرم را که تکان دهم نه تو باقی خواهی ماند نه هیچ اندوه گرفته ای در گلو مغزم را خواهم خورد به همراه فنجانی چای بی تفکر اما تو هیچ وقت دیگر دست هایم را نخواهی یافت نه گره خورده. نه در جیب های دوخته به دروغ هایت... می روم ولی انگار این بار آسوده و با خیالی راحت دست هایم را به تو نشان می دهم پوچ و بی هویت...

برچسب: نویسنده: رضا محمودی تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 9:56

به آسمان نگاه میکنم هر شب و‌ستاره ای را بدرقه میکنم تا انتهای بیکران تا آنجا که دنباله اش از خط چشمان تو گذر کند ماهم گم شده است و تو به اندازه تاریکی این جهان نیستی دنباله هیچ ستاره‌ای آسمانم را روشن نخواهد کرد ماه گمشده و در امتداد تاریکی این آسمان ستاره‌ها برای ظهور و تنافس دست به خودکشی میزنند در این انقباض شبانه بدون ماه، آسمان امن نخواهد شد...

برچسب: نویسنده: رضا محمودی تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 9:56

پشت همه آرزوها خودش را به صلیب می کشدو از ترس تکرار دوباره اتفاقیپلکهایش را به هم می دوزدو لبانش را قفل می کندنه اشکینه فریادیفقط از انتهای جهان صدایی می شنودهمانی که همیشه کارد را به استخوانش می رسانیدو دوباره و دوباره و دوباره.این بار اگر از خواب بپردباز هم همان دی ماه منحوسش تکرار خواهد شد. + نوشته شده در شنبه هفدهم دی ۱۴۰۱ ساعت 15:13 توسط Qasem Ranjbar  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: رضا محمودی تاريخ: شنبه 17 دی 1401 ساعت: 17:51

شبیه تکه چوبی در طلاتم اقیانوس
که هیچگاه قصد آرام شدن ندارد
میان موج ها دست به دست می شوم
رها تر از قاصدکی میان دستان باد
که معلوم نیست به دست کدام مقصد خواهد رسید.

+ نوشته شده در شنبه هفدهم دی ۱۴۰۱ ساعت 15:14 توسط Qasem Ranjbar  | 

برچسب: نویسنده: رضا محمودی تاريخ: شنبه 17 دی 1401 ساعت: 17:51

به من گفته ای

که دیگر به تو فکر نکنم

آری

چند سالیست که با خود عهد بسته ام

که از همین فردا به تو فکر نکنم

نمیدانم چرا فردای بی تو نمی آید...شاید با خودت برده ای همه چیز را!

+ نوشته شده در شنبه هفدهم دی ۱۴۰۱ ساعت 15:15 توسط Qasem Ranjbar  | 

برچسب: نویسنده: رضا محمودی تاريخ: شنبه 17 دی 1401 ساعت: 17:51

صفحه بندی