خرید بک لینک

سرم را که تکان دهم نه تو باقی خواهی ماند نه هیچ اندوه گرفته ای در گلو مغزم را خواهم خورد به همراه فنجانی چای بی تفکر اما تو هیچ وقت دیگر دست هایم را نخواهی یافت نه گره خورده. نه در جیب های دوخته به دروغ هایت... می روم ولی انگار این بار آسوده و با خیالی راحت دست هایم را به تو نشان می دهم پوچ و بی هویت...

برچسب: نویسنده: رضا محمودی تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 9:56

صفحه بندی